تبليغاتX
آبی و دریا دلی است احوال ما
وصف یار

شعری پر از نگاه یا گناه

نگاهی به آسمان نگاهی به ابرهای آسمان

نگاهی به حیاط نگاهی به درخت انجیر توی حیاط

            نگاهی به کبوتری که بر روی درخت نشسته است           نگاهی به نگاه کبوتر

نگاهی از پشت درب شیشه ای به بیرون

              نگاهی از پشت شیشه برزندگی            

   نگاهی از درون اتاق به بیرون از اتاق

  چقدر ساده است همه چیز را دیدن       و چقدر سخت است همه چیز را

خوب دیدن

     از خانه بیرون رفتم نگاهی به اطراف و نگاهی به خود

     نگاهی به مردم و نگاهی به خود    نگاهی به نگاه مردم و نگاهی به نگاه خود

            همه چیز را خوب نگاه کردم ولی انگار نه انگار که نگاه کرده ام

هنوز هم خودم نمی دانم چه کرده ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فقط همین دانم که روز دیگری سپری شد و من فقط نگاه کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما پس از اینهامتوجه شدم که نگاه نکرده ام و فقط حس کرده ام

زیرا چشمانم بسته بود

پرام از نگاهی

تو نگاهم را ندیدی

 

 نگاه بي گناهي

آری چشمانی که همیشه منتظراند و به جاده دوخته شده اند تا بیایی

کاش می گفتی کی می آیی

و می گفتی انتظار تمام شد و وقت وصال است.

سلام نکردم خوب حالا سلام خوبید و خوشید خدارو شکر

نوشته بالا مال خودمه می دونم دوباره دربارش نظر نمی دید  

خوب چون حرفم نمی یاد از همه ی کسانی که برام کامنت می گذارند تشکر می کنم.

خوب دیگه باید رفت من هم در حال رفتن و گذشتن از خودم هستم

قربون شما پروانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 8:17  توسط پروانه | 
                          

از پرواز پروانه و معنای زندگی حیرت کنید
بدون مقدمه رفتم سر اصل مطلب.........
به کرم سبز بیندیش. بیشتر زندگی اش را روی زمین می گذراند. به پرندگان حسد می ورزد و از سرنوشت و شکل کالبدش خشمگین است. می اندیشید: من منفورترین موجودم, زشت, کریه و محکوم به خزیدن بر روی زمین. اما یک روز مادر طبیعت از کرم می خواهد پیله ای بتند. کرم یکه می خورد زیرا پیش از آن هرگز پیله نساخته است. گمان می کند باید گور خود را بسازد و آماده مرگ شود. هرچند از زندگی خود تا آن لحظه نا خشنود است, به خدا شکوه می برد: خدایا, درست زمانی که سرانجام به همه چیز عادت کردم تو داری اندک چیزی که دارم ار من می گیری. خود را نا امیدانه در پیله حبس می کند و منتظر پایان می ماند. چند روز بعد در می یابد که به پروانه ای زیبا تبدیل شده و بسیار تحسین اش کنند. او از معنای زندگی و برنامه های خدا شگفت زده است.
ازکتاب به سوی آرامش و شادی ترجمه و تألیف منصوره آرام فرد.

 ببخشید اگه سلام و احوال پرسی نکردم خوب حالا می کنم حالتون خوبه خوب خدا را شکر ماهم ای بد نیستیم یه نفسی می کشیم و خدا را شکر می کنیم.
خوب مطلب چه طور بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوشتون اوممممممممممد.
نیومممممممممممممممممممممد. خوب بگو چی بنویسم تا خوشت بیاددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد.
این کشیدنارو تازگی ها یاد گرفتممممممممممممممممممممممممم.
ولی خیلی بد می کشم. خودم می دونم پس دیگه نمی کشم:دی


اگه گفتید من سر شب کجا رفته بودم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
براتون می نویسم کجا رفته بودم................
رفته بودم پاتوق دوران نوجوانی دوران راهنمایی  جایی که با این دختر خاله هام بیشتر جمعه هارو اونجا جمع می شدیم بعد می رفتیم پارک.
هنوز نفهمیدی کجا پاتوق ما بود؟؟؟
خونه ی مادربزرگم . بعد مدتها رفته بودم اونجا. خیلی سوت و کور بود. دلم گرفت یاد خاطراتم افتادم.ولش کنید بریم سر شعر.

شعر این پست از بابا طاهر است خیلی قشنگه به آدم امید می ده...
بیا تا دست از این عالم بداریم
                                    بیا تا پای دل از گل برآریم
نمی دانم که سپر کردان چرایم
                                گهی نالان گهی گریان چرایم
همه دردی به دوران یافت درمان
                                 ندانم مو که بیدرمان چرایم
بیا تا بردباری پیشه سازیم
                                   بیا تا تخم نیکویی بکاریم
.

از همتون تشکر می کنم . از شما ها که به من لطف دارید و نظر می دهید.

قربون شما پروانه.......  دلم می خواهد زود زود به من سر بزنی عیزم.....

                             فدای شما پروانه 

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 20:36  توسط پروانه |